خبرای داغ
از توسعه تا توصیه سرنوشت مطبوعات جهان سوم یادداشت حسینعلی افخمی در روزنامه اعتماد روزنامه اعتماد، حسینعلی افخمی - در کشور های در حال توسعه از مطبوعات انتظار می رود علاوه بر نقش های اطلاع رسانی، تفسیری، اقناعی، هوشیارسازی و روشنگری، توصیه های دولت ها را نیز به کار بندند. آخرین کارکرد بیش از آنکه راهبرد توسعه یی داشته باشد یا نقش دیده بانی اجتماعی را به عهده آنها بسپارد انتظار دارد که مطبوعات درصدد توجیه عملکرد های دولت برآیند اما چرا چنین می شود؟ و آیا راهی برای برون رفت از این تفاوت نقش وجود دارد؟ در اوایل قرن بیستم با بروز انقلاب های سیاسی مثل انقلاب روسیه و تحولات سیاسی بعد از جنگ های جهانی و انقلاب در کشورهایی چون چین و کشورهای جهان سوم نظیر الجزایر، غنا و زیمبابوه و مبارزات ضد آپارتاید، مطبوعات حزبی تقویت می شوند و مطبوعات وابسته به احزاب پیروز در کارزار در نقش مطبوعات دولتی تبدیل به ارگانی برای دولت ها می شوند. در این نظام ها، مطبوعات حامی دولت جای ویژه یی دارند. در نظام های تک حزبی روزنامه ها پر تیراژ و تک صدا هستند و در نظام های کثرت گرا در مقابل مطبوعات دولتی مطبوعات احزاب سایه و اپوزیسیون قانونی قرار دارند. در کشور های جهان سوم وضع متفاوت است؛ مطبوعات یا وابسته به محافل قدرت اند یا در تملک خانواده های بانفوذ و وابسته به دربار یا قدرت حاکم قرار دارند. نمونه های چنین مطبوعاتی را در اغلب کشور های خاورمیانه می توان مشاهده کرد. البته تاریخ اروپاییان طی بیش از نیم قرن نوع سومی را تجربه می کند که نه حزبی است و نه محفلی و خانوادگی و نه دولتی؛ بلکه مطبوعات سیاسی یا تجاری مستقل هستند و قدرت آنها فراتر از احزاب و دولت حاکم است. سوبسید های مستقیم، رانت های اقتصادی ناشی از درآمد های نفت و گاه سلطه بیگانگان بر مطبوعات خاورمیانه کارویژه آنها را به جای آنکه به ابزاری برای نظارت مردم بر اعمال و رفتار نمایندگان شان تبدیل کند و به خوانندگان توان دیده بانی جامعه را در برابر خطر ها بدهد مطبوعات را به گارد محافظ دولتمردان مبدل می کند. بر این عوامل می توان عامل فقدان تحول تدریجی یا عدم رشد تاریخی مطبوعات یعنی گذر از دوران دولتی به حزبی، حزبی به تجاری و شکل گیری مطبوعات مستقل آن طور که در خیلی از کشور های اروپایی می بینیم را اضافه کرد. مضافاً اینکه دولت محور بودن مالکیت رسانه های الکترونیک و خبرگزاری و حاکمیت بلامنازع آنها بر جریان مسلط اطلاعات اخبار، راه رشد را بر رسانه های حزبی و مستقل بسته است. توزیع عادلانه ثروت در پرتو آزادسازی اقتصادی و حفظ استقلال سیاسی به مجلسی متکثر، دولتی متشکل و قضاتی متعهد نیاز دارد که در آن شکی نیست. رسیدن به چنین شرایط و حفظ و ادامه آن نیازمند مطبوعات آزاد و مستقل است؛ مطبوعاتی که خبرنگاران سرمایه اصلی آن محسوب شوند و تنها عشق به دفاع از منافع ملی و حفظ حقوق شهروندی تحمل در برابر هرگونه تطمیع و تهدید را ممکن می سازد. خبرنگارانی که تحمیق و انحراف افکارعمومی را هم از نظر اخلاقی و هم از لحاظ قانونی جرم می دانند و وفاداری به سوگند حرفه یی را از هر چیز دیگری برتر می شمارند. از این رو در کشور های در حال توسعه در تئوری خبرنگاران سربازان جبهه دفاعی و سازندگی به شمار می روند اما در عمل چنین نیست. وضعیت انتشار اخبار توصیه یی و رایج بودن رشوه دولتی به مطبوعات داخلی و خارجی در کشورهایی چون فیلیپین و ایران در دهه 1350 زبانزد کتاب های آموزشی روزنامه نگاری شده است؛ در حالی که هر دو از جوامع در حال توسعه اند. عدم استقلال مطبوعات و بی توجهی به توسعه سیاسی نظام های حاکم در هر دو کشور که در اثر ثبات سیاسی بیش از حد سقوط کردند، دوباره روز از نو روزی از نو را در برنامه های توسعه یی آنها تکرار کرد. این در حالی بود که در آن سال ها مطبوعات غیر مستقل در هر دو کشور هر روز خبر رسیدن به دروازه هایی طلایی پیشرفت را وعده می دادند. از این رو وقتی شعارهای توسعه صفحات مطبوعات را پر می کند و همزمان فریاد آی دزد آی دزد بلند می شود با فاصله یی کم فساد ها در همان جامعه آشکار می شود. تولید شبه رویداد ها در دستگاه های توصیه محور که همانا تبلیغات توسعه است و نه اخبار و نقد و تفسیر فعالیت های انجام شده حجم وسیعی از صفحات مطبوعات را پر می کند. این نوع تبلیغ از طریق انتشار خبر، گاه عنصر عینیت را فاقد است و گاه پروپاگاندا با اعداد و ارقام است چرا که کارگزار رسانه فقط بخشی از واقعیت را بیان می کند نه همه آن را. به عبارت دیگر، این اخبار برای رد گم کردن منتشر می شوند، یعنی برای انحراف در افکار عمومی به جای اطلاع رسانی. به عبارتی اینها همه حقه اند و گرچه در زمان جنگ مجازند ولی در زمان صلح باید جرم محسوب شوند و حقه باز به مجازات برسد. چاره چیست؟ توسعه را باید از خود نظام رسانه یی کشور آغاز کرد. توسعه همه جانبه رسانه ها را باید مورد توجه قرار داد؛ یعنی دفاع از حقوق حرفه یی روزنامه نگاران در ابعاد مادی و معنوی، تقویت احزاب، تشکل ها و مطبوعات ارگان و هموارکردن راه برای شکل گیری مطبوعات مستقل تجاری. توسعه مطبوعات تجاری قبل از تقویت مطبوعات ارگان به هرج و مرج رسانه یی منجر خواهد * مدیر گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی http://www.medianew s.ir/fa/2008/ 06/07/afkhami. html http://www.medianew s.ir/fa/2008/ 06/07/afkhami. html http://www.medianew s.ir/fa/2008/ 06/07/afkhami. htmlفرش با كاهش قیمت به بازار عرضه میشود

در
راستای تبعیت از سیاستهای اقتصادی دولت و با عنایت به برنامه های نظارتی
سازمان حمایت مبنی بر ایجاد تعادل در بازار كالا و خدمات، واحدهای تولید
كننده فرش، محصولات تولیدی خود را با كاهش قیمت به بازار عرضه مینمایند.
![]()
در راستای تبعیت از سیاستهای اقتصادی دولت و با عنایت به برنامه های
نظارتی سازمان حمایت مبنی بر ایجاد تعادل در بازار كالا و خدمات، واحدهای
تولید كننده فرش، محصولات تولیدی خود را با كاهش قیمت به بازار عرضه
مینمایند.
به نقل از روابط عمومی سازمان حمایت مصرف كنندگان و تولیدگان، در راستای
برنامه نظارتی سازمان حمایت مبنی بر كاهش قیمت كالا و خدمات تنظیم بازار و
رعایت حقوق مصرف كننده از این پس در یك اقدام هماهنگ، شركتهای تولیدی فرش
ستاره طلایی دلیجان (پاتریس)، مشهد، شیراز، مهستان و شركت سهند در تبعیت
از سیاستهای اقتصادی دولت، كلیه محصولات تولیدی خود را به ترتیب با
میانگین ۵ و ۷ درصد كاهش در سطح بازار عرضه خواهند كرد.
در پایان خاطر نشان میسازد سازمان حمایت مصرف كنندگان و تولیدگان ضمن
تاكید بر ضرورت رعایت قیمتهای اعلام شده از سوی واحدهای مرتبط آمادگی خود
را برای دریافت و رسیدگی به هر گونه شكایت و گزارشهای مردمی از طریق تلفن
۱۲۴ و یا ستادهای مستقر در سازمانهای بازرگانی در سراسر كشور اعلام می
نمایند.

شصتویكمین دوره جشنواره فیلم كن، امشب با نمایش فیلم «كوری» به كارگردانی فرناندو میرییس در سالن لومیر شهر ساحلی كن فرانسه رسما افتتاح میشود.
![]()
حضور یك فیلم در هر یك از بخشهای این جشنواره میتواند زندگی و حرفه سازنده آن را به كلی دگرگون كند و بردن جایزهای از این جشنواره ممكن است یك فیلمساز محلی را یكشبه به چهرهای بینالمللی تبدیل كند. این جشنواره حتی در ارتقای موقعیت كارگردانها و بازیگران مشهور هالیوود هم موثر است و تهیهكنندگان فیلمهای عظیم و پرفروش هالیوودی نظیر «جنگ ستارگان» و «ایندیانا جونز» هم برای نمایش فیلمشان در یكی از بخشها، حتی خارج از مسابقه، سر و دست میشكنند چون میدانند كه تبلیغ و پوشش خبری این فیلم در كن آفتابی بهشدت بر فروش فیلمشان خواهد افزود. این جشنواره در سال ۱۹۳۹ بنیان گذاشته شد. در آن سال به خاطر برگزار كردن جشنواره در فصل رونق توریسم زمان افتتاح جشنواره را اول سپتامبر تعیین كرده بودند، اما بدبختانه اولین روز جشنواره با حمله آلمان نازی به لهستان مصادف شد و اولین دوره جشنواره كن در روز دوم به تعطیلی انجامید.
هفت سال طول كشید تا این جشنواره بازگشایی شد. بعد از جنگ جهانی دوم و از سال ۱۹۴۶ جشنواره كن سال به سال ارزش و اعتبار بیشتری پیدا كرد و با آنكه در اولین دورهها با تاكید شدید بر سینمای هنری و روشنفكرانه برگزار میشد، به تدریج و با بزرگ شدن ابعاد مختلف بر جنبههای تجاری و بازاری آن نیز افزوده شد تا جایی كه در سالیان اخیر منتقدان از غلبه سینمای تجاری بر هنری در كن پر از ریختوپاش گله میكنند. گفته شده كه جمعیت شهر «ریوییرا» در طول دوره ۱۰ روزه جشنواره كن كه این شهر را به محل رفت و آمد سینمادوستان و سینمابازان در بیستوچهار ساعت شبانهروز تبدیل میكند، به سه برابر میرسد و بالغ بر ۲۰۰ هزار نفر میشود. طبق آمار رسمی مسوولان جشنواره كن هر ساله حدود ۳۱ هزار نفر از حرفهایهای سینما در این جشنواره حضور مییابند، از جمله حدود هزار نویسنده، ۵هزار تهیهكننده، ۴ هزار متخصص شركتهای پخش فیلم و بیش از ۴ هزار روزنامهنگار. شصتویكمین دوره این جشنواره در ساعت ۱۵/۱۹ امشب به وقت محلی (۴۵/۲۱ به وقت تهران) با نمایش فیلم «كوری» آغاز میشود.
این فیلم ۱۲۰ دقیقهای كه محصول مشترك سال ۲۰۰۸ برزیل، كانادا و ژاپن است بر اساس رمان معروف ژوزه ساراماگو، برنده جایزه نوبل ادبی ۱۹۹۸ ساخته شده، كارگردان آن فرناندو میرییس است كه پیش از این فیلمهایی مانند «باغبان وفادار» و «شهر خدا» را ساخته است و بازیگرانش گائل گارسیابرنال (بازیگر «خاطرات موتورسیكلت» و «بابل») جولیان مور («ابناء بشر»، «ساعتها»)، مارك رافالو (زودیاك)، دنی گلوور (مندرلی) و آلیس براگا (من افسانهام) هستند. داستان این فیلم همچنان كه میدانید درباره شهری است كه تمام اهالی آن، به استثنای یك زن، به اپیدمی كوری مبتلا میشوند. این فیلم كه در بخش مسابقه جشنواره برای دریافت نخل طلای كن با بیستویك فیلم دیگر رقابت میكند، نیمه شب به وقت محلی بار دیگر در همان سالن سینما به نمایش درخواهد آمد.

دانشگاه "باث" انگلستان برای نخستین بار رشته درسی کفن و دفن راه اندازی کرد.سخنگوی دانشگاه باث گفت: هدف از راه اندازی این دوره آموزشی، آشنایی دانشجویان با چشم انداز مرگ ، مردن افراد و فراق عزیزان به صورت حرفه ای است.
![]()
به گزارش واحد مرکزی خبر ، در این رشته درسی ، موضوعاتی مانند مشاوره درباره آگهی ترحیم ، قوانین مربوط به قبور و خاکسپاری بقایای جسد پس از سوزاندن ، تدریس می شود و در پایان دوره آموزشی ، به فارغ التحصیلان، گواهینامه دانشگاهی اعطا خواهد شد.
سخنگوی دانشگاه باث گفت: هدف از راه اندازی این دوره آموزشی، آشنایی دانشجویان با چشم انداز مرگ ، مردن افراد و فراق عزیزان به صورت حرفه ای است تا فارغ التحصیلان بتوانند به خوبی در خدمت متوفی و بازماندگان باشند.
![]()

نگاهی گذرا به آنچه که در طول هفته های اخیر در این زمینه رخ داد و ارزیابی مواضع سیاسی و نظارت مطرح شده از سوی احمدی نژاد و همفکرانش علیه عملکرد دانشگاه آزاد اسلا می و تیم مدیریتی حاکم برآن که به سرپرستی عبدالله جاسبی حرکت می کند گواه بر این است که پرونده دانشگاه آزاد از اهمیت قابل ملا حظه ای برای آنان برخوردار است.
![]()
نگاهی گذرا به آنچه که در طول هفته های اخیر در این زمینه رخ داد و ارزیابی مواضع سیاسی و نظارت مطرح شده از سوی احمدی نژاد و همفکرانش علیه عملکرد دانشگاه آزاد اسلا می و تیم مدیریتی حاکم برآن که به سرپرستی عبدالله جاسبی حرکت می کند گواه بر این است که پرونده دانشگاه آزاد از اهمیت قابل ملا حظه ای برای آنان برخوردار است.
استفاده از ادبیات منحصر به فردی مانند «اقدام انقلا بی» علیه دانشگاه و اتهام سو» استفاده اقتصادی مدیران و تهدید به کاهش شهریه ها در کنار واژه سازی علیه مدیریت این دانشگاه که از سوی منتقدان به مافیای قدرت و ثروت تعبیر می شود یا آن را مصداق «مفسده مدیریتی» می نامند نشانگر این است که دانشگاه آزاد هم مانندسایر پرونده های جنجالی و پرسر و صدای دولت نهم از جمله برخورد با مافیای گرانی مسکن، افشای دست های پنهان که باعث شکل گیری موج روانی تورم در کشور هستند، ممانعت از اقدام کسانی که برای قطع صادرات گاز ترکمنستان به ایران با این کشور مخفیانه مذاکره می کنند و سرانجام مبارزه با مافیای بزرگ ثروت و قدرت که گرانی کاذب می سازند و از خدمت رسانی دولت به مردم جلوگیری می کنند و... یکی دیگر از سنگرهایی است که فتح آن در دستور کار قرار دارد.
رییس جمهور پس از نطق آتشین و تهدید به «اقدام انقلا بی» پس از ترمیم هیات موسس و موضع گیری صریح و حمایت شفاف هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس هیات موسس این دانشگاه وادار به عقب نشینی شد و پروژه به فاز پارلمانی آن انتقال یافت اما این روزها کاملا مشهود است که مجریان آن پس از ناکامی از یارگیری پارلمانی و مشاهده حمایت ۲۲۰نفر از نمایندگان مجلس هفتم از مدیریت دانشگاه فاز رسانه ای و افشاگری های جنجالی را با تمام قوا دنبال می کنند.
این بخش از ابعاد این پروژه اتفاقا بیش از همه قسمت های آن مورد نظر طراحان و مجریان است زیرا شلیک دولتمردان به سوی دانشگاه آزاد و اتهام زنی های ایشان تمرین کوچکی برای طراحی سناریوی کامل تر علیه مافیای ثروت و قدرت است.
مافیای فرضی ثروت قدرت امکان فرافکنی سیاسی و مهار نارضایتی شهروندان از ناکامی دولتمردان در تحقق وعده های انتخابات، را فراهم می کند.
مافیای سیاسی قدرت و ثروت که از زبان رییس جمهور و حامیان وی برای افکار عمومی تکرار می شود یک متهم فرضی است که می توان همه ناکامی ها را بر عهده آن گذاشت. این مافیا می تواند با شما در یک جغرافیای فرضی و پشت پرده ها به صورت غیرعلنی بجنگد و هر وقت که شما خواستید خود را مغلوب مظلوم یا پیروز سرافراز به مخاطبان معرفی کنید. دانشگاه آزاد نخستین قربانی سناریوی مافیای «ثروت و قدرت» رئیس جمهور و همفکرانش است. سناریویی که به نظر می رسد ابعاد رسانه ای آن مهم ترین بخش آن را تشکیل داده و مجریان می کوشند تا فضای افکار عمومی را تحت تاثیر آن قرار دهند.
اما باید پرسید که فشار بر دانشگاه آزاد اسلا می و جلوگیری از روند توسعه آن در فرایند منازعات قدرت سیاسی حقوق شهروندی یا منافع ملی کشور را در معرض خطر قرار نمی دهد؟

پرواز خیلی زیباست آن هم تا اوج. این را مریم اسلامی می گوید، زنی ایرانی كه موفق شد در سی و ششمین مسابقات و نمایشگاه بین المللی اختراعات، نوآوری ها و تكنولوژی های جدید سال ۲۰۰۸ ژنو خوش بدرخشد و با گرفتن جایزه ویژه سازمان بین المللی مالكیت های معنوی (WIPO) نام زن ایرانی را در دنیا در اوج در خاطره ها به ثبت برساند.مریم اسلامی ۲۶ سال پیش در خانواده ای فرهنگی در شیراز متولد شد و پنج سال پیش با رتبه ۶۶ در رشته پزشكی دانشگاه آزاد تهران تحصیلات دانشگاهی اش را آغاز كرد. دغدغه هایی كه داشت او را از دیگر دانشجویان متمایز كرد و تا جایی پیش رفت كه به عنوان برترین زن مخترع و تنها دارنده نشان مالكیت معنوی WIPO شناخته شد.
![]()
● تحقیق و پژوهش روی بیماری های استخوانی را از كی آغاز كردید؟
▪ از سال اول كه دانشجوی پزشكی شدم روی مسائل استخوانی شروع به كار كردم و در این مدت روی ۳ هزار بیمار مطالعه كردم و حاصل این پنج سال یك كتاب شد با عنوان شگفتی هایی در ترمیم و رشد استخوان ها كه از طرف دانشگاه علوم پزشكی به عنوان یك كتاب مرجع معرفی شد و نخستین كاری بود كه در این زمینه شده است.
● چطور شد تحقیق روی استخوان دغدغه ذهنی شما شد؟
▪ خیلی اتفاقی بود. چند مریض را دیدم و به ذهنم رسید كه در درمان بیماری استخوانی می شود كمك گرفت. در درمان مشكلات استخوانی و شكستگی ها از پیچ و پلاك، گچ و .. برای درمان استفاده می كنند در روش من از فیكساتور خارجی استفاده می شود. در این روش دیگر نیازی به جراحی نیست و از جراحی های بعدی هم جلوگیری می شود چون اگر فرد دچار زمین خوردگی و ... شود، دوباره جراحی لازم است و در فیكساتور خارجی نیازی به برش ماهیچه و جراحی نیست بنابراین بیمار درد ندارد و ما فیكساتور را در خارج از بدن كار می گذاریم و در صورت تغییر زاویه اندام بیمار یا كوتاهی عضو و ... می توان قابلیت مانور داشت.
● وضعیت بیماری های استخوانی در ایران چطور است؟
▪ خیلی زیاد است. این دهه در دنیا به عنوان دهه پوكی استخوان نامگذاری شده است. در ایران در طول پنج سال من روی ۳ هزار بیمار كه جراحی استخوانی داشته اند توانسته ام بررسی داشته باشم، ببینید فراوانی بیمار و مشكلات چقدر است. الان ما بیماران دختر ۱۲ ساله داریم كه انحراف زانو دارند. این انحراف تا ۲۰ سالگی بیشتر می شود و در ۴۰ سالگی تبدیل به آرتروز شده و چند سال بعد فرد نیاز به مفصل مصنوعی خواهد داشت.
● دلیلش چیست؟
▪ مشكلات تغذیه، استفاده كم از آفتاب، كمی تحرك و ورزش نكردن. از طرف دیگر با تصادفات، بلایای طبیعی و نواقص مادرزادی روبرو هستیم. اگر در مدارس دخترانه غربالگری كنند دیده می شود كه چه آمار بالایی داریم.
● چطور شد در مسابقه شركت كردید؟
▪ قبلاً در سمینارهای بین المللی ژاپن، روسیه و ... از حاصل كارم با ۱۰ مقاله شركت كرده بودم و برای سی و ششمین نمایشگاه اختراعات ژنو دو اخترا ع ام را در زمینه ثابت كننده های خارجی برای آرنج به همراه دیگر كارهایم فرستادم.
● چه رتبه ای را در این مسابقات به دست آوردید؟
▪ تنها نشان ویژه سازمان بین المللی مالكیت های معنوی (WIPO) كه بالاترین جایزه بود و تنها به یك نفر اهدا می شود، به من اهدا شد و به عنوان برترین زن مخترع، برترین اختراع، كار من معرفی شد و علاوه بر آن مدال طلا، دیپلم افتخار، جایزه نقدی ۲ هزار دلاری به من اهدا شد. مدال انجمن مخترعین كشور مولداوی نیز به من داده شد.
● به این موفقیت فكر می كردی؟
▪ می دانستم كه كار بزرگی كرده ام و انتظار یك جایزه خوب را داشتم ولی به WIPO فكر نمی كردم چون خیلی از مخترعین از سال ها قبل دنبال این جایزه بودند و از كشورهای پیشرفته برای این نشان ویژه شركت كرده بودند و باور نمی كردم با توجه به امكانات و پیشرفت های آنان این مدال به من داده شود.
● در آن لحظه؟
▪ خیلی خوشحال شدم. مهمترین مسأله برای ما ایرانی ها، مطرح شدن نام ایران بود.
● این موفقیت را مدیون چه كسی هستی؟
▪ لطف خدا از همه مهمتر است. در مرحله بعد مدیون تلاش ها و همكاری های خانواده ام و در مرحله بعد انگیزه و سعی و تلاش خودم.
● مشوق اصلی ات؟
▪ پدر و مادرم بخصوص مادرم.
● و مشكلات؟
▪ مشكلات در مسیر كار و راه خیلی زیاد است ولی با تلاش های من و سماجت زیاد و لطف خدا به سرانجام رسید.
● اولین تماس پس از دریافت نشان ویژه؟
▪ همسرم تماس گرفت و بعد خانواده ام.
● عكس العمل دیگران نسبت به شما؟
▪ زنان كشورهای دیگر خیلی خوشحال شده بودند. من زودتر از بقیه به ایران برگشتم ولی بچه های تیم تماس گرفتند و گفتند خانمی از ایتالیا گل و كارت تبریك برایم فرستاده است.
● روزی چند ساعت كار می كنید؟
▪ از شش صبح تا عصر كارم در بیمارستان است. در خانه مطالعه می كنم.
● مطالعه غیردرسی؟
▪ در زمینه فرهنگی، اجتماعی و ... مطالعه می كنم.
● چه كارها و حرفه دیگری دارید؟
▪ در زمینه های نقاشی، خطاطی، گلدوزی و ورزش كار كرده ام. سعی ام بر این بوده كه تك بعدی نباشم.
● آخرین هدف؟
▪ دوست دارم در ابعاد مختلف افتخارآفرین باشم و در رشته خودم نوبل بگیرم.
● آشپزی؟
▪ به طور متوسط می دانم و ماكارونی را خوشمزه می پزم.
● در انجام وظایف مربوط به خانه و همسری و نقش های دیگر اجتماعی كمك می گیرید؟
▪ مادرم شاغل بوده اند و من از كودكی دیده ام كه یك زن می تواند فعالیت چند جانبه ای داشته باشد به این علت جمع كردن این كارها مشكل نیست. كار های مربوط به خانه را اكثراً می گذارم برای پنجشنبه و جمعه و با حمایت همسرم و همكاری خانواده ام مشكلی نمی ماند.
● تفریح؟
▪ سعی ام بر این است كه از مسائل فرهنگی دور نیفتم.
● زن ایرانی؟
▪ دختران ما بر حسب آمار در واقع صندلی های زیادی را گرفته اند و پیشرفت زیادی كرده و جهش داشته اند ولی با توجه به اینكه باید این پیشرفت دائمی باشد رسانه ها مسئولیت معرفی این زنان را دارند تا الگوسازی شود. در این صورت است كه زنان در ماهواره برای دختران ما الگو نمی شوند.
متأسفانه آمار نشان می دهد در مسائل ظاهری هم جامعه ما دارد به سمت و سویی كشیده می شود كه نباید برود و مهمترین مسئولیت را به نظرم رسانه دارد، چون رسانه است كه باید راه را خوب نشان دهد. خود من وقتی اخبار دانشجویان در دوره های مختلف را كه موفق بودند، می دیدم برایم الگو می شدند و اگر این الگوسازی نبود شاید من در این راه نمی رفتم. از طرف دیگر خانواده ها باید نسبت به رشد فرزندانشان حساس باشند و تنها به امید مدرسه یا دانشگاه نباشند. من با حمایت خانواده در این بخش در كنار درس وارد شدم. باید در بعد فكری و معنوی سرمایه گذاری كنیم تا بچه ها به سمت ظواهر كشیده نشوند و خودباختگی پیدا نكرده و هویت شان را حفظ كنند.
● چه قسمی خورده و چه پیمانی با خود بسته اید؟
▪ پنج ساله بودم كه سریال ابوعلی سینا را دیدم و از همان زمان دلم خواست كه فردی مثل ابوعلی سینا شوم. این هدف و انگیزه با من بود و سعی می كردم كه هر طور شده به جامعه انسانی و مسلمانان خدمت و نام زن مسلمان را در دنیا مطرح كنم. همیشه سعی می كنم با دعای عهد پیش بروم و از اصحاب حضرت مهدی (عج) باشم.
● اگر پرنده بودید؟
▪ پرواز می كردم. پرواز به بالاترین نقطه و اوج خیلی زیباست.

مجموعه تلویزیونی "شهریار" با توجه به حجم انتقادها و حاشیههایی که به همراه داشته، به نظر میرسد بیش از هر چیز واقعیت زندگی این شاعر بلندآوازه معاصر را زیر سایه درام پردازی قرار داده است.
![]()
به گزارش خبرنگار مهر، این روزها اعتراض دختر استاد شهریار شاعر فقید معاصر به مجموعه "شهریار" که بر اساس فیلمنامه مهدی سجادهچی به کارگردانی کمال تبریزی ساخته شده، به نوعی انعکاس تصویر شخصیتهای برجسته معاصر در عرصه سینما و تلویزیون را مورد توجه قرار داده است.
انتقادهای مریم بهجت تبریزی در مخدوش شدن چهره واقعی مادرش و همچنین وجوه ادبی، مذهبی، دینی و عرفانی استاد شهریار در این مجموعه از وجه مخاطبشناسی و بازخوردی که این مجموعه دارد میتواند مهم تلقی شود. بخصوص این پرسش در ذهن شکل میگیرد که یک اثر نمایشی چقدر مجاز به ورود به حیطه داستانپردازی و فاصله گرفتن از واقعیت مستند است.
● "روزگار قریب" بر اساس زندگی دکتر محمد قریب
این پرسش بخصوص درباره آثاری شکل میگیرد که بر اساس زندگی شخصیتهای معاصر شکل گرفتهاند، چرا که تبعات حضور آنها و زوایای پیدا و پنهان زندگیشان از سوی نزدیکان و بازماندگان پیگیری میشود و چنین آثاری را بیش از یک اثر تاریخی درباره شخصیتهای کهن و قدیمی در معرض انتقاد قرار میدهد.
کمال تبریزی؛ کارگردان مجموعه هم دقیقاً از همین وجه برای دفاع از کار خود استفاده کرده و با طرح این نکته که مجموعه "شهریار" ادعایی برای نمایش همه واقعیتهای زندگی شهریار ندارد، در واقع حق را به اصول درامپردازی و نیاز داستانی شخصیتهای نمایشی و ماجراهای برآمده از آن داده است.
در این میان حق با چه کسی است؟ فرزندانی که بحق از مواردی چون عامی نشان دادن مادرشان برای افزایش بار دراماتیک قصه گلهمندند یا نویسنده و فیلمسازی که با توجه به دلایل خود به هر واقعیتی به عنوان سوژه دراماتیک برای درگیر کردن مخاطب و گرفتن همراهی او استفاده میکند و این قاعده برایش استثنا ندارد؟
واقعیت این است که هنوز هم برای این پرسش حیاتی پاسخی درخور یافت نشده و هر جوابی در واقع میتواند مصداق مصراع هر کسی از ظن خود شد یار من محسوب شود. چرا که در واقع مصالح هر یک از دو طرف دعوی به گونهای حکم میکند که همین عملکرد را در پیش گرفته و جز این هم دغدغه ای نداشته باشند.
درباره مجموعه "شهریار" ذکر این نکته ضروری است که این مجموعه به نوعی پرانتقادترین مجموعه در میان آثاری بوده که به شخصیتهای برجسته معاصر پرداخته که این نکته در جای خود تأمل برانگیز است و تا حدی انتقادهای مطرح شده از سوی خانواده استاد شهریار را برجستهتر میکند.
انتقادهایی که نشان میدهد سازندگان این مجموعه حرکتی متعادل بر مرز باریک میان واقعیت و درام نداشته و از سوی دیگر بام افتادهاند که این واکنشهای گسترده را در پی داشته و حتی قسمت نوزدهم مجموعه را که به رابطه عاشقانه میان استاد شهریار و همسرش میپردازد، زیر تیغ ممیزی برده است.
واقعیت اینکه شخصیتهای برجسته معاصر کشورمان همواره حضوری گسترده در فیلمها و مجموعهها داشتهاند و "شهریار" اولین و آخرین آنها نیست. در همین ایام به طور همزمان مجموعه "روزگار قریب" کیانوش عیاری پخش میشود که محوریت آن هم زندگی واقعی و دراماتیزه شده دکتر محمد قریب؛ بنیانگذار طب نوین کودکان در ایران است.
شباهت این دو مجموعه علاوه بر محوریت شخصیتهای واقعی معاصر نوعی نیاز اجتنابناپذیر به حرکت با طمأنینه در عرصه واقعیت و درام است که این حرکت در "شهریار" به تعادل نینجامیده، ولی در "روزگار قریب" به تکامل رسیده است. نکته جالب دیگر در مقایسه این دو مجموعه و اثبات حرکت مقبول عیاری از روی لبه تیغ این است که اتفاقاً برخلاف زندگی استاد شهریار که دارای وجوه دراماتیک بالقوه است، زندگی دکتر قریب به نظر چندان مناسب برای یک اثر نمایشی نیست.
از این جهت که اتفاقات درام زندگی او بیشتر بر حوزه علم و پژوهش و پزشکی متمرکز شده و در نگاه اول برای یک مجموعه تلویزیونی و درگیر کردن مخاطب عام و غیرمتخصص مناسب به نظر نمیآید. رویکرد قابل توجه عیاری در ساخت مجموعهای بر اساس این شخصیت یک امتیاز اولیه است که با سرانجام خوش این مجموعه هنگام پخش به تکامل رسیده است.
به علاوه این وجه مهم را به اثبات میرساند که ساخت یک اثر جذاب و در عین حال راضی نگه داشتن مخاطب و نزدیکان یک شخصیت حقیقی، متکی بر ارزشهای بالقوه دراماتیک زندگی وی نیست، بلکه وابسته به سلامت نگاه و حرکت متعادل بر مرز واقعیت و درام است که "روزگار قریب" شاهد این مدعاست.
از شخصیتهای برجسته معاصر که زندگی آنها دستمایه سینما و تلویزیون قرار گرفته میتوان به شخصیتهایی چون امام خمینی (ره)، آیتالله شهید مدرس، شهید نواب صفوی، شهید رجایی، پروین اعتصامی، امیر کبیر، دهخدا، نیما یوشیج، میرزا کوچک خان جنگلی و ... اشاره کرد.
● "فرزند صبح" بر اساس زندگی امام خمینی (ره)
نکته مهم اینکه هیچکدام از این فیلمها و مجموعههای تلویزیونی و سینمایی در زمان ساخت، پخش و پس از آن اعتراضی از سوی خانواده و بازماندگان این شخصیتها به دنبال نداشتند و معمولاً پس از پخش هم (آثاری که به اتمام رسیده) از توفیق نسبی میان مخاطبان برخوردار شدند.
وجهی که در "شهریار" صدق نمیکند و این مجموعه تا رسیدن به این ایام که اعتراض مستقیم دختر شاعر معاصر را در پی داشته از سویههای مختلف مورد نقد و اعتراض قرار گرفته است. اعتراض دختر ملکالشعرا بهار به تحریف چهره این شاعر معاصر دیگر موردی است که در ادامه به عنوان یک مخاطب میتوان به چهره مخدوش شده یک سردار قهرمان نیز اشاره کرد.
با توجه به موارد اشاره شده به نظر میآید "شهریار" بیش از آنکه وامدار شخصیت حقیقی باشد که تکیه خود را بر آن قرار داده، نگاه خود را معطوف به داستانپردازی و فاصله گرفتن از واقعیت به بهاء جذابیت نمایشی کرده است. آسیب این رویکرد افراطی هم بیش از همه به خود مجموعه وارد شده، بخصوص که چنین آثاری مدیون ایجاد فضایی آرام و بدون تنش برای بازخورد مناسب بین مخاطب و مهمتر از همه ماندگاری در اذهان و البته تاریخ هستند و "شهریار" از این مهم محروم شده است.
![]()

هیات عمومی دیوان عالی کشور پرونده یی را که در آن مردی به خاطر مسائل ناموسی توسط همسایه اش به قتل رسیده بود بررسی و حکم قصاص قاتل را تایید کرد.
![]()
متهم ۴۲ ساله که محمد نام دارد مردی به نام احمد را در کریم آباد تنکابن با ضربات چاقو از پا درآورده است. او که پس از ارتکاب این قتل خود را تسلیم ماموران کلانتری ۱۲ کریم آباد کرد پس از دستگیری به پلیس گفت؛ دخترم آرزو دانش آموز کلاس دوم راهنمایی است. یک روز وقتی او برای خرید نان از خانه خارج شده بود اباذر برای وی مزاحمت ایجاد کرد و آرزو این موضوع را به من گفت. من نیز بسیار ناراحت شدم اما چون با آنها همسایه و هم محلی بودیم تصمیم گرفتم مشکل را با احمد برادر اباذر در میان بگذارم. به همین خاطر نزد احمد رفتم و از او خواستم در این باره به برادرش تذکر دهد، اما وی با شنیدن حرف هایم ناراحت شد و احساس کردم که از من کینه به دل گرفت.
متهم به قتل ادامه داد؛ روز حادثه وقتی سوار بر موتور از جلوی مکانیکی خودم می گذشتم اباذر مرا صدا کرد. به طرفم آمد و بعد از جر و بحث با من با آچار فرانسه یی که در دستش بود ضربه یی به سرم کوبید. در حالی که گیج شده بودم چاقویی از جیبم بیرون آوردم و ضربه یی به وی زدم و احمد نقش بر زمین شد.
در پی اقرار محمد، کارآگاهان جنایی به بازجویی از شاهدان این حادثه پرداختند. در این مرحله از تحقیقات مردی به نام پیمان گفت؛ روبه روی مکانیکی ایستاده بودم و با پسرعمه ام صحبت می کردم که احمد سراسیمه سر رسید و با عصبانیت یک انبردست از مکانیکی محمد برداشت. در آن لحظه محمد که سوار بر موتور بود متوجه حضور احمد در مغازه شد و از موتور پیاده شد و با هم درگیر شدند. در این دعوا محمد با چاقو ضربه یی به سینه احمد زد و او را نقش بر زمین کرد. به دنبال اظهارات این مرد، شاهد دیگری نیز با تایید اظهارات او محمد را عامل قتل احمد معرفی کرد.بدین ترتیب پس از طی شدن مراحل تحقیق و بازجویی از متهم و شاهدان، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه ۱۸ دادگاه تجدیدنظر و کیفری استان مازندران ارسال و اولین جلسه محاکمه عامل جنایت صبح روز ۲۴ اسفندماه سال ۸۵ برگزار شد.
در این جلسه پس از قرائت کیفرخواست سه شاهد دیگر قتل نیز طی اظهاراتی محمد را مقصر مرگ احمد دانستند و گفتند صحنه یی را که محمد با کارد به سینه احمد ضربه وارد کرده دیده اند.پس از اظهارات شاهدان متهم در جایگاه حاضر شد و از خود دفاع کرد. او گفت؛ کشتن احمد را قبول دارم. اباذر مزاحم دختر من شده بود و من فقط به احمد در این رابطه تذکر دادم و قصد و نیتم این نبود که این حادثه را رقم بزنم. اما با این حال این قتل را گردن می گیرم و از خانواده مقتول تقاضای بخشش دارم.
پس از برگزاری جلسه محاکمه محمد به قصاص محکوم شد. به دنبال صدور این حکم وکیل متهم به آن اعتراض کرد و پرونده برای بررسی بیشتر به شعبه ۳۷ دیوان عالی کشور ارجاع شد، اما قضات دیوان با استناد به اظهارات شاهدان گفتند که قربانی آغازکننده درگیری بوده و محمد را صرفاً مستحق پرداخت دیه دانستند و بررسی مجدد پرونده را به شعبه دو دادگاه تجدیدنظر و کیفری استان مازندران واگذار کردند. قضات این شعبه نیز پس از محاکمه متهم بر رای اولیه یی که توسط شعبه ۱۸ صادر شده بود اصرار ورزیدند و با توجه به اقرار متهم و اینکه عمل او نوعاً کشنده بوده، محمد را به اعدام محکوم کردند.این بار نیز پس از صدور حکم قصاص وکیل متهم به این رای اعتراض کرد و موجب شد رای در دیوان عالی به شور گذاشته شود، اما از آنجا که قضات شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر نیز حکم به قصاص متهم دادند پرونده در نهایت از موارد اصراری تشخیص داده و به هیات عمومی دیوان عالی کشور که به ریاست آیت الله مفید - رئیس دیوان عالی کشور - و با حضور آیت الله دری نجف آبادی - دادستان کل کشور - و ۵۰ قاضی برگزار می شود، ارسال شد. به گزارش ایسکانیوز این شورا که رای آن قطعی و غیرقابل تجدیدنظر محسوب می شود با برگزاری جلسه یی پس از طرح مباحث مختلف در این زمینه، در نهایت از آنجا که متهم هنگام حادثه شرایط دفاع را نداشته و از سویی موضوع ناموسی نیز مربوط به برادر مقتول بوده دفاع مشروع را در این پرونده وارد ندانستند و در نهایت حکم به قصاص محمد دادند.
بنابراین طی روزهای آتی در صورتی که اولیای دم همچنان بر قصاص قاتل فرزندشان پافشاری کنند او باید پای چوبه دار برود.
![]()

«محمود احمدینژاد» در ششمین سفر خود به شهر قم پس از آغاز دوران ریاستجمهوری، باز هم با مراجع تقلید این شهر دیدار نكرد.
![]()
منابع خبری میگویند كه در جریان سفر اخیر استانی رئیسجمهور و هیات دولت به قم در اواخر فروردینماه امسال، هیچ برنامهای برای دیدار و گفتوگو با روحانیون بلندپایه و مراجع تقلید پیشبینی نشده بود. بنابراین، دومین سفر استانی احمدینژاد به شهری كه خود آن را «پشتیبان نظریه دولت اسلامی» میداند، مانند سفر استانی اول، بدون دیدار با مراجع پایان یافت با این تفاوت كه در سفر استانی اول، احمدینژاد لااقل به دیدار آیتالله «محمدتقی بهجت»، مرجع شاخص تقلید رفته و در آن بر «نقش نظارتی روحانیت در اصلاح رویكرد دولت به سوی گسترش عدالت» تاكید كرده بود. منابع نزدیك به دولت، علت اصلی دیدار نكردن رئیسجمهور با روحانیون بلندپایه را «كمبود وقت در جریان سفرهای استانی» بیان میكنند اما به نظر میآید این توجیه لااقل توسط مراجع تقلید مورد پذیرش واقع نشده زیرا آیات عظام درست در لحظاتی كه احمدینژاد مشغول بازدید از مناطق محروم قم بود، شدیدترین انتقادهای خود را نسبت به وضعیت معیشتی مردم، تورم و گرانی فوقالعاده و سیاستها و عملكرد اقتصادی نادرست دولت اصولگرا در دیدار با اعضای شورای مركزی كمیته امداد امام ابراز داشتند؛ شورای مركزیای كه تركیب آن به سبب حضور حبیبالله عسگر اولادی، حمیدرضا ترقی و حسین انواری، مدلی كوچك شده از شورای مركزی حزب موتلفه اسلامی است.
● دیدار در قم
اولین سفر محمود احمدینژاد به قم پس از انتخاب به سمت ریاست جمهوری ایران كمتر از ۱۵ روز پس از برگزاری انتخابات نهم، صورت گرفت. وی در آن سفر به صورت جداگانه با آیات عظام مرحوم فاضل لنكرانی، مكارم شیرازی، موسوی اردبیلی، نوری همدانی، صافی گلپایگانی، جواد تبریزی و مصباح یزدی دیدار كرد. دیدارهایی كه طی آنها، این روحانیون بلندپایه متفقالقول خواستار تلاش و اهتمام ویژه دولت نهم به رفع مشكلات معیشتی و اقتصادی مردم شدند. محمود احمدینژاد هم در دیدار با مراجع تقلید وعده داد كه «دولت عدالتخواه و تحولگرا تمامی اهتمام خود را برای حل مشكلات كشور و به ویژه مسائل جوانان به كار خواهد گرفت و با اتخاذ تصمیمات مهم و اساسی، گامهای بلندی در جهت رفاه و سعادت ملت عزیز ایران برخواهد داشت.» آنچه اما در این میان جلب توجه میكند آن است كه با گذشت ۳ سال از آن دیدارها و وعده انتقادهای مراجع از شرایط اقتصادی و معیشتی به صورت بیسابقهای افزایش یافته اما به علت اینكه رئیسجمهور حاضر به اختصاص وقتی برای دیدار با ایشان نیست، روحانیون ناچارند تا اعتراضهای خود را نه به صورت مستقیم با احمدینژاد كه به نهادهای واسطه دیگری منتقل كنند.
● دیدارهایی كه لغو شد
دومین سفر احمدینژاد به قم پس از انتخاب به عنوان ریاستجمهوری، اولین سفر استانی او و هیات دولت به این استان- شهر بود. احمدینژاد در سفر یك روزه خود به قم در پنجمین گردهمایی مشترك جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و طلاب و فضلای سراسر كشور سخنرانی كرد. رئیسجمهور همچنین از دفتر تبیلغات اسلامی حوزه علمیه قم دیدار و با مسوولان این نهاد گفتوگو كرد. به جز این، وی در جمع مردم قم در حرم حضرت معصومه(س) سخنرانی كرد اما در حالی كه برای دیدار با تنی چند از مراجع تقلید برنامهریزی شده بود، تنها به دیدار با آیتاللـه بهجت بسنده کرد و به تهران بازگشت.
● سفر فوقالعاده
سفر سوم محمود احمدینژاد به قم اما نه در چارچوب سفرهای استانی بود و نه سفری عادی. این سفر، سفری فوقالعاده با دستوری فوقالعاده بود. دستور رئیسجمهور به سازمان تربیتبدنی برای فراهم ساختن زمینه ورود زنان به استادیومهای ورزشی، روابط میان دولت اصولگرا با حوزههای علمیه و به خصوص مراجع تقلید را وارد بحرانیترین فاز خود ساخت. دامنه این اختلافهای تا آنجا بود كه حتی آیتاللـه مصباح یزدی را كه به عنوان بزرگترین حامی دولت احمدینژاد در میان روحانیون بلند پایه شناخته میشود، ناچار ساخت تا به صراحت از رئیسجمهور انتقاد كند.
اعتراضهای شدید اللحن مراجع و علمای ارشد به تصمیم رئیسجمهور باعث شد تا كار به نهادهای ارشد نظام كشیده شود و در نهایت دولت ناچار شد از دستور اولیه خود بازگردد. با این حال، اظهار نظر بعدی «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت كه لغو تصمیم احمدینژاد را نه به درخواست مراجع تقلید كه به سفارش برخی دیگر از مقامات ارشد نظام بیان كرده بود، بر حجم نارضایتی و دلخوری مراجع و علمای بلندپایه افزود. این بحران باعث شد تا احمدینژاد به منظور تلطیف فضا ترتیب سفری دیگر به قم و دیدار با مراجع تقلید را بدهد. در آن مقطع اخبار گستردهای از عدم موافقت مراجع و روحانیون برای دیدار با احمدینژاد و پادرمیانی و وساطت «اكبر هاشمی رفسنجانی»رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این رابطه خبر دادند؛ وساطتی كه در پایان كارساز شد و «محمود احمدینژاد» را صبح روز جمعه ۱۸ اسفند ۸۵ راهی قم ساخت. احمدینژاد در جریان این سفر با مراجعی همچون مكارم شیرازی، مرحوم فاضل لنكرانی، بهجت، صافی، گلپایگانی و مرحوم آیتاللـه مشكینی، رئیس سابق مجلس خبرگان رهبری دیدار كرد.
وی عصر همان روز هم با اعضای شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دیدار كرد و به اعضای این نهاد متنفذ و محافظهكار روحانی اطمینان داد كه «دغدغههای آنها همان دغدغههای دولت است.» احمدینژاد تصریح كرد: توجه دولت به اوضاع اقتصادی و رفع مشكلات معیشتی مردم به منظور زمینهسازی برای بهبود اوضاع فرهنگی و رفع موانع آن است و شورای عالی انقلاب فرهنگی در دولت نهم بهطور جدی فعال شده و به صورت زیربنایی برای بهبود اوضاع فرهنگی كشور تلاش میكند. این آخرین سفر محمود احمدینژاد به قم بود كه در جریان آن رئیسجمهور چه به ناچار و چه از روی اختیار با مراجع تقلید دیدار كرد چرا كه پس از آن احمدینژاد به جز دیدار با مراد خود یعنی آیتالله مصباح یزدی، ملاقات با هیچ روحانی بلندپایه دیگری در قم را تجربه نكرد.
● سفرهای دیگر
سفرهای دیگر احمدینژاد به قم به ترتیب در خرداد و شهریور ۸۶ و فروردین ۸۷ انجام شد. دلیل سفر اول تنها دیدار با مصباح یزدی و سخنرانی در نشست مجمع عمومی فارغالتحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی بود كه زیر نظر آیتاللـه اداره میشود. در سفر دوم هم احمدینژاد راه خود را از اراك كج كرد و به قم رفت تا در ششمین اجلاس مدیران حوزههای علمیه خواهران سراسر كشور و همایش علمی- كاربردی تبلیغ ویژه ماه رمضان سخنرانی كند. سفر آخر هم كه در راستای دور دوم سفرهای استانی هیات دولت بود. اما در تمام آنها، یك برنامه هرگز در رئوس برنامههای احمدینژاد قرار نداشت: دیدار و گفتوگو با مراجع تقلید.
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

ABOUT

